الملا فتح الله الكاشاني
388
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( سَنَسْتَدْرِجُهُمْ ) * زود باشد كه بگيريم ايشان را درجه و پايه پايه بامهال در معصيت و ادامت صحت و ازدياد نعمت * ( مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ ) * از آنجا كه ايشان ندانند كه اين استدراجست يعنى هر گاه كه خطايى كنند ما عطائى دهيم و ايشان آن را تفضل دانسته خود را بر مؤمنان تفضيل دهند و پندارند كه اعطاى نعمت برايشان به جهت مزيت مرتبه و شان ايشانست بر مؤمنان و به جهت آن در طغيان بنهايت رسند پس به يك بار ايشان را بورطهء عذاب و چنگال عقاب گرفتار سازيم از ابو عبد اللَّه عليه السّلام مرويست كه اذا احدث العبد ذنبا و جد له نعمته فيدع الاستغفار فهو الاستدراج يعنى هر گاه بنده گناهى كند و نعمتى جديد به او رسد و او در عقب آن استغفار نكند پس آن استدراج خواهد بود * ( وَأُمْلِي لَهُمْ ) * و مهلت دهيم و دراز كشيم اجال ايشان را در دنيا يعنى از وجود صحت و نعمت عمر ايشان را دراز كنيم و تعجيل در عقوبت ايشان نكنيم تا مغرور شوند و در طغيان و عصيان بنهايت رسند * ( إِنَّ كَيْدِي ) * بدرستى كه عقوبت من * ( مَتِينٌ ) * محكم است كه هيچ چيز دفع نشود و گرفتن من سخت است كه هيچكس را طاقت آن نباشد تسميهء انعام بر سبيل استدراج بكيد بجهة آنست كه آن در صفت كيد است و وصف آن بمتانت بجهة قوت اثر احسان آنست در تسبب براى هلاك پس از روى توبيخ ميفرمايد كه * ( أَمْ تَسْئَلُهُمْ ) * آيا طلب ميكنى ايشان را يعنى از ايشان ميطلبى * ( أَجْراً ) * مزدى بر دعوت و ارشاد و هدايت * ( فَهُمْ ) * پس ايشان * ( مِنْ مَغْرَمٍ ) * از غرامت و تاوان زدگى آن اجر * ( مُثْقَلُونَ ) * گرانبار شدگانند و بدان سبب روى از تو مىگردانند و قبول ايمان نميكنند و تصديق وحى نمينمايند يعنى تو از ايشان مزد نميخواهى پس چرا در طلب هدايت و ارشاد تقصير ميكنند * ( أَمْ عِنْدَهُمُ الْغَيْبُ ) * آيا نزديك ايشانست لوح محفوظ كه مغيبات در آن است * ( فَهُمْ يَكْتُبُونَ ) * پس ايشان مينويسند از آنجا آنچه بدان حكم ميكنند از تسويهء مؤمن و كافر و عدم احتياج بر هدايت تو و چون هيچكدام از اين نيست و عدد اطاعت ايشان محض عناد و عصبيت جاهلية است * ( فَاصْبِرْ ) * پس شكيبا باش * ( لِحُكْمِ رَبِّكَ ) * مر حكم آفريدگار خود را بامهال كافران و تاخير نصرت تو و تبليغ وحى و تحمل آزار ايشان و گويند لام بمعنى الى است يعنى صبر كن تا آنكه حكم كند خدا بنصرت اولياى تو و قهر اعداى تو * ( وَلا تَكُنْ ) * و مباش در استعجال عذاب بر امت و در دلتنگى و شتابزدگى در بيرون رفتن از ميان قوم بدون اذن ما * ( كَصاحِبِ الْحُوتِ ) * مانند خداوند ماهى